+ فلسفه حرمت بازى با شطرنج یا پاسور چیست؟
سلام دوستان ببخشین که یه مدتی نبودم چونکه برای سفر مقدس تبلیغی رفته بودم. اما حالا اومدم و یکی از دوستان در مورد حلال و حرام بودن پاسور و شطرنج و تخته پرسیده بود که بد ندیدم این را در وبلاگ مطرحش بکنم و البته این را با کمی دخل و تصرف.
فلسفه حرمت بازى با شطرنج یا پاسور چیست؟ برخى از فقها فتوا دادهاند که جایز است در این صورت سؤال مىشود که چگونه یک چِیزى که تاکنون حرام بوده، اینک در جمهورى اسلامى حلال شده است؟
به فتوای آیت الله فاضل , اگر ورق و پاسور در عرف از آلت قمار بودن خارج شده باشند, بازی بدون برد و باخت با آنها اشکال ندارد,(جامع المسایل،ج1،سوال951)
به فتوای آیت الله بهجت: بازی کردن با آلات قمار از قبیل نرد و پاسور و شطرنج، با برد و باخت حرام قطعی است و بدون برد و باخت احتیاط (واجب) در ترک است و در شطرنج احتیاط شدیدتر است و همچنین بازی پاسور و شطرنج با کامپیوتر نیز اشکال دارد (توضیح المسائل آیت الله بهجت، مسائل متفرقه، ص 2).
حرمت قمار
چند نکته را باید در نظر داشت:
1. احکام الهى، مبتنى بر مصلحتها و مفسدهها است. گستره مصالح و مفاسد نیز، شامل ابعاد جسمى و روحى، فردى و اجتماعى و امور دنیوى و اخروى است.
2. احکام الهى براى پاسخ گویى به نیازهاى بشر (ثابت و متغیر) است. براى نیازهاى ثابت، احکام ثابت و براى نیازهاى متغیر، احکام متغیر وضع مىشود.
3. احکام الهى، تابع موضوعات است و هر موضوعى، حکم خاص خود را دارد. از این رو ثبات و تغییر احکام، پیوند وسیعى با ثبات و تغییر موضوع دارد. بنابراین ثبات احکام دینى، به لحاظ استوارى موضوعشان است و اگر موضوع عوض شود، دیگر ثبات حکم معنا ندارد. به عنوان مثال خوردن انگور حلال است؛ اما اگر همان انگور تبدیل به شراب شود، خوردن آن نیز حرام خواهد شد.
4. تغییر موضوع انواع مختلفى دارد: یکى از انواع آن استحاله شىء (تغییر ماهوى) است؛ مانند آنچه در مثال بالا آمد. گونه دیگر آن، تغییر عنوان منطبق بر موضوع است. به عنوان مثال هر شىء نجسى که داراى منفعت حلال نباشد، از نظر شرعى قابل مبادله اقتصادى نیست. از این رو در گذشته فروش خون حرام بود؛ زیرا فاقد منفعت حلال بود. اما امروزه که با تزریق خون، مىتوان جان بیمارانى را از خطر مرگ رهانید، داراى منفعت حلال است. بنابراین با آنکه تغییرى در ماهیت خون پدید نیامده، عنوان منطبق بر آن تغییر کرده؛ یعنى، خون مصداق امورى واقع شده است که منفعت حلال دارند و لاجرم قابل مبادله اقتصادى است.
5. بازى با آلات قمار، در اسلام حرام است و حکم به حرمت بازى با پاسور، از باب آن است که به عنوان یکى از ابزارهاى قمار شناخته مىشود؛ هر چند که با آن شرطبندى نکنند. بنابراین تا زمانى که به این عنوان شناخته مىشود، حکم آن حرمت خواهد بود. البته اگر مرجع تقلید در صدق عنوان آلت قمار بودن پاسور تردید کند، فتوا به حرمت نمىدهد.
ادامه مطلب
+ آیا داشتن ماهواره آزاد است یا خیر؟
پرسش: آیا داشتن ماهواره آزاد است یا خیر؟ اگر جواب مثبت است علت آن را بیان کنید.
پاسخ: در دنیای جدید که دنیای اطّلاعات و ارتباطات نامگذاری شده، ماهواره یکی از وسایل ارتباط می باشد، که برای انتقال اطّلاعات، تبادلات فرهنگی، علمی و سیاسی بکار می رود. اما در حال حاضر عمدتاً این وسیله ارتباطی در اختیار کمپانی ها و کشورهای استکباری و صهیونیستی قرار دارد؛ و این کشورهای ابرقدرت از این وسیله برای استحالة فرهنگی کشورها، و دستیابی به اهداف استعماری خود بهره می برند. از اینرو لازم است از استفاده بی قید وشرط از این وسیلة ارتباطی، جلوگیری بعمل آید.
مقام معظم رهبری نیز در پاسخ به سؤالی که در همین زمینه از ایشان پرسیده شده، می فرمایند :
قرآنی و مانند آن، هر چند فی نفسه مانعی ندارد، ولی به دلیل اینکه برنامه هایی که از طریق ماهواره توسط دولت های غربی، و بیشتر کشورهای همسایه پخش می شود، غالباً در بردارنده آموزش افکار گمراه کننده، تحریف حقایق و همچنین برنامه های لهو و لعب و فساد است،و حتی مشاهده برنامه های علمی یا قرآنی از طریق آنها، موجب وقوع در فساد و ارتکاب حرام می گردد، استفاده از آنتن های ماهواره ای برای دیدن برنامه ها، شرعاً حرام است. مگر آنکه برنامه های مفید علمی یا قرآنی محض باشند، و مشاهدة آنها مستلزم هیچ فساد یا ابتلا به عمل حرامی نباشد. البته اگر قانونی باشد، باید مراعات شود." (1)
...ادامه مطلب
+ آیا مىتوان نماز را به فارسى خواند؟
چرا باید حتما نماز را به عربی بخوانیم؟
از دوستان عزیز در مورد این موضوع سوال کرده بودند و بنده هم چون این سوال می شه گفت شبهه ای در ذهن خیلی از افراده لذا این پست را به خاطر اونها زدم و امید دارم که مفید بشه
خواندن نماز به عربى، چند علت می شود براش گفت که یکی از اونها تعبده که چون خداوند چنین دستور داده ما هم اطاعت می کنیم.
دیگر از دلایل این است که یکى از نشانههاى «جهانى بودن» دین اسلام و رمز «وحدت و یگانگى» مسلمانان وحدت در زبان همانند وحدت در رفتار و اعمال و عبادات است که در کل عالم همه مسلمانها با یک زبان همگی با خدای خود راز و نیاز می کنند.
عربى خواندن، آن را از تحریف و آمیختگى به خرافات و مطالب بى اساس- هنگام ترجمه آن به زبانهاى دیگر- نگاه مىدارد و بدین وسیله روح این عبادت اسلامى، محفوظ مىماند. گفتنى است توحید و یگانگى- در تمام اصول و فروع اسلام- یک زیربناى اساسى محسوب مىگردد و نماز به سوى قبله واحد، در اوقات معین و به یک زبان مشخص، نمونهاى از این وحدت است. در ضمن یاد گرفتن ترجمه نماز، بسیار ساده و آسان است.
دوستان برای پاسخ به این پرسش خوبه یک خاطره را براى شما بازگو کنم اما خودتون بعدا قضاوت کنین:
...ادامه مطلب
+ چرا اسلام در ازدواج موقت دختر باکره اذن پدر را شرط کرده است؟
من خیلی علاقه مندم از اسلام پیروی کنم اما خیلی اوقات حس می کنم یا اون طور که باید نمی تونم بعضی دلایل رو قبول کنم یا واقعا راه برای آقایان همیشه باز تر هست. مثلا در ازدواج موقت، سؤالم این است که آیا یک دختر باکره نیاز به هیچ چیزی نداره که حتما باید به اذن پدر با کسی ازدواج موقت کنه؟ چرا یک پسر هر وقت اراده کنه می تونه به دور از گناه نیاز خودش رو بر آورده کنه اما اگر دختری بخواهد به نیاز خودش-نیازی که خداوند در وجودش قرار داده- پاسخ مثبت بده، گناه محسوب میشه و اگر این کار رو نکنه باید منتظر بمونه روزی ازدواج کنه. یا شاید روزی پدرش دیدگاهش رو عوض کنه و بهش اجازه بده با کسی که آشنا شده محرم بشه؟
جواب: مراجع تقلید اجازۀ پدر را برای ازدواج دختر شرط می دانند و این به جهت آن است که سرمایۀ دختران بکارت و عفاف آنان است ولی بسیاری از دختران با خلوص خود، به ابراز عشق مردان دل می بندند و هر مردی را وفادار می پندارند در حالی که از رفتار خاص مردان تا قبل از ازدواج اطلاعی ندارند و بعد از ازدواج متوجه بی وفایی ها و احیانا خیانت آنان می شوند. به همین دلیل لازم است پدر یا ولی دختر که از طرفی خصوصیات مردان و حیله های آنها را به خوبی می داند و از طرفی خیر خواه دختر خود است با این شرط که سخت گیری بیهوده نکند در این مورد نظر بدهد. به همین جهت مراجع تقلید بر این عقیده اند که اگر همسر مناسبى براى دختر پیدا شده که شرعاً و عرفاً کفو اوست و مصلحت دختر در ازدواج با اوست اما پدر یا جد پدرى، بدون جهت مانع ازدواج مىشوند،در این صورت لازم نیست از پدر و جد پدری اجازه بگیرد.
...
ادامه مطلب
+ فلسفه مهریه برای زنان
پدید آمدن مهریه نتیجه تدبیر ماهرانهای است که در متن خلقت و آفرینش برای تعدیل روابط زن و مرد و پیوند آنها به یکدیگر بکار رفته است. مهریه ریشه در حیا و عفاف زن دارد.
زن با الهام فطری دریافته است که عزت و احترام او به این است که خود را رایگان در اختیار مرد قرار ندهد/
و همین سبب شده که زن توانسته با همه ناتوانی جسمی، مرد را به عنوان خواستگار به آستانه خود بکشاند و مردها را به رقابت با یکدیگر وادار کند.
در طول تاریخ زن در مرد تأثیر فراوان داشته است، تأثیر زن در مرد از تاثیر مرد در زن بیشتر بوده است بسیاری از هنر نماییها و شجاعتها و دلاوریها و نبوغها و شخصیتهای مرد مدیون زن و خودداریهای ظریفانه او است، مدیون حیا و عفاف زن است. برای همین زن همیشه در روحیات مرد تأثیر میگذاشته و مرد دراجتماع، آنگاه که حیا و عفاف و خود داری زن از میان برود و زن بخواهد در نقش مرد ظاهر شود اول به زن مهر باطله میخورد و بعد مرد مردانگی خود را فراموش میکند و سپس اجتماع در اثر فساد و بی بندباری و شکسته شدن نظام و ارکان خانواده منهدم میگردد/
ادامه مطلب
+ تعیین مهریه در ازدواج
آیا معین کردن مهریه در ازدواج موقت یا دائم واجب است؟ آیا در متن قرآن آیه یا آیاتی وجود دارد که بیانگر واجب بودن تعیین مهریه باشد؟
1- اگر در عقد دائمی مهر را معین نکنند عقد صحیح است و چنان چه مرد با زن نزدیکی کند باید مهر او را مطابق مهر زنهایی که مثل او هستند بدهد.
( توضیح المسائل مراجع.ج 2 ص 410 مسأله 2419)
یعنی با تعیین نکردن مهر، حق مهریه ساقط نمیشود و شوهر موظف به پرداخت مهر المثلمیباشد.و در ازدواج موقت عدم تعیین مهر بنا بر نظر بسیاری علماء مانند آیت الله
سیستانی، خوئی و مکارم، موجب بطلان عقد میگردد.و در هر صورت عدم تعیین آن گناه نیست، بلکه یا موجب بطلان عقد و یا وجوب مهر المثل میگردد. برای اطلاعات کاملتر به کتب فقهی استدلالی مراجعه نمایید.
2- آیه «وَ ءَاتُواْ النِّسَاءَ صَدُقَاتهِِنَّ نحِْلَةً فَإِن طِبْنَ لَکُمْ عَن شىَْءٍ مِّنْهُ نَفْسًا فَکلُُوهُ هَنِیًا مَّرِیًا» یعنی: و مهر زنان را (بطور کامل) به عنوان یک بدهى (یا عطیه) به آنان بپردازید! (ولى) اگر آنها چیزى از آن را با رضایت خاطر به شما ببخشند، حلال و گوارا مصرف کنید! ( سوره نساء، آیه 4) دلالت بر وجوب پرداخت مهریه میکند.
3- قرآن تنها منبع استنباط احکام نیست و در اسلام علاوه بر آن منابع دیگری نیز برای استنباط احکام بیان شده است.
4- در بیان مقدار مهریه و تعیین آن و چگونگی پرداخت و سایر احکام آن روایات زیادی داریم که صد البته تمامی احکام مربوط به مهریه از این روایات استخراج میشود و صرف بیان بعض این روایات برای کسی، حجیت و عدم حجیت را به دنبال نخواهد داشت. زیرا یک مجتهد برای استنباط احکام از روایات مراحل و مقدماتی را باید طی نماید تا به این مقصد نایل آید. مثلاً
بررسی سندی، رجال و درایه و بررسی مدلول روایات و... که اینها از یک فرد عادی و بدون تحصیلات لازم و طی سایر مراحل و مقدمات به سادگی قابل دسترسی نمیباشد.
+ چرا نگاه کردن به نامحرم حرامه؟
»قل للمؤمنین یغضُّوا من أبصارهم«(1) »به مؤمنان بگو: چشمهاى خود را از نگاه به نامحرم فرو گیرند«.
»و قل للمؤمنات یغضضن من أبصارهنَّ«(2) »و به زنان با ایمان بگو:
چشمهاى خود را از نگاه هوس آلود فرو گیرند«.
نگاه حرام در شرع عبارت است از: نگاه مرد به بدن زن نامحرم (به جز صورت و دستها تا مچ) خواه با قصد باشد یا بدون آن. و نیز نگاه به صورت و دستها اگر با قصد شهوت یا ترس افتادن به حرام باشد. همچنین نگاه زن به مرد نامحرم (به جز صورت، گردن و دستها و مقدارى از پا) خواه با قصد باشد یا بدون آن و نیز به مواضع یاد شده، اگر با قصد شهوت یا ترس افتادن به حرامباشد.
امام صادقعلیه السلام مىفرماید: »نگاه به نامحرم، تیرى از تیرهاى مسموم شیطان است و چه بسا یک نگاهى که حسرتى طولانى بر جاى گذارد«.(3)
پىنوشت
(1) نور (24)، آیه 03.
(2) همان، آیه 13.
(3)» النَّظر سهمٌ من سهام ابلیس مسمومٌ و کم من نظرةٍ اورثت حسرةٌ طویلةٌ »: بحار، ج 101 /40.
+ چرا نماز واجب شده و فوایدش چیه؟
»أقم الصَّلاة لذکرى«(1) »نماز رابه یاد من به پاى دارید«.
نماز تنها در شریعت اسلام تشریع نشده است بلکه این عبادت در ادیان پیشین نیز به شکلهاى مختلفى وجود داشت. قرآن مجید، آن را از وصایاى چند تن از پیامبران(2) و امام صادقعلیه السلام، آن را آخرین و مهمترین سفارشهاى پیامبران دانسته است.(3) نماز ستون دین و مهمترین و با ارزشترین عبادتها است که اگر در درگاه خداوند پذیرفته شود، عبادتهاى دیگر نیز قبول مىشود و اگر پذیرفته نشود، اعمال دیگر نیز ارزش نخواهد داشت. از این رو ترک آن، از بزرگترین گناهان کبیره است. پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: »کسى که به نماز اهمیت ندهد و آن را سبک بشمارد، سزاوار عذاب آخرت است«. نماز داراى آثار و برکاتى است از جمله:
1. احیاى ذکر خدا در فرد و جامعه (أقم الصَّلاة لذکرى)
2. کسب آرامش درونى (ألا بذکر اللَّه تطمئنُّ القلوب)
3. بهترین عامل باز دارنده از فحشا و منکر (إنَّ الصَّلاة تنهى عن الفحشاء و المنکر)
4. بهترین وسیله تقوا و پرهیزکارى (یا أیُّها النَّاس اعبدوا لعلَّکم تتَّقون).
...ادامه مطلب
+ روزه اصلا به چه دردی می خوره؟فایدش چیه؟
»یا أیُّها الَّذین آمنوا کتب علیکم الصِّیام کما کتب على الَّذین من قبلکم لعلَّکم تتَّقون«(1) »اى کسانى که ایمان آوردهاید روزه بر شما مقرر شده است همان گونه که بر کسانى که بیش از شما (بودند) مقرر شده بود باشد که پرهیزکارى کنید«.
»روزه« در لغت به معناى امساک و خوددارى از هر چیز است و در اصطلاح فقه عبارت است از: امساک و خود دارى از موارد هشتگانه(2)
از هنگام اذان صبح تا اذان مغرب- به قصد انجام دادن فرمان خداوند«.
شواهد فراوانى در تاریخ به چشم مىخورد که روزه در میان یهود و مسیحیت و اقوام و ملتهاى دیگر نیز بوده است. آنان به هنگام مواجهه با غم و اندوه و توبه و طلب خشنودى خداوند، روزه مىگرفتند تا با این کار در پیشگاه او اظهار عجز و تواضع نموده و به گناهان خود اعتراف کنند. از انجیل استفاده مىشود که مسیحعلیه السلام چهل شبانه روز، روزه داشته است.(3) قرآن مجید به صراحت بیان مىکند: این فریضه الهى، در امتهاى پیشین نیز واجب بوده است.(4)
روزه ابعاد گوناگون و تأثیرات مفیدى بر وجود انسان دارد. مهمترین این آثار عبارت است:
...ادامه مطلب
+ فواید و فلسفه روزه
روزه داراى حکمتها و فوایدى است. مهمترین آنها عبارت است:
1. روزه روح انسان را تلطیف، اراده او را قوى و غریزههایش را تعدیل مىکند و به آدمى در مسیر تقوا و پرهیزگارى کمک مىکند.(1)
2. روزه براى برقرارى مساوات میان فقیر و غنى است تا مردم با چشیدن طعم گرسنگى، به یاد فقیران و محرومان بیفتند و حق آنان را ادا کنند.(2)
3. روزه آرام بخش دلها است.(3)
4. روزه اثر بهداشتى و درمانى فراوان دارد و باعث سلامتى و تندرستى جسم مىگردد.(4) الکسى سوفورین )دانشمند روسى( روزهدارى را طریق درمان بسیارى از بیمارىها- از جمله کم خونى، ضعف رودهها، رماتیسم، نقرس، بیمارىهاى چشم، مرض قند و بیمارىهاى کلیه و کبد- مىداند.(5)
پىنوشت
(1)» یا أیُّها الَّذین آمنوا کتب علیکم الصِّیام کما کتب على الَّذین من قبلکم لعلَّکم تتَّقون »بقره (2)، آیه 183.
(2) احادیث بسیارى در این زمینه آمده است، ر. ک: من لایحضره الفقیه، ج 2، ح 1766 -1769.
(3) امام باقرعلیه السلام مىفرماید:« الّصیام و الحجُّ تسکین القلوب »بحارالانوار، ج 78، ص 183.
(4) رسول خداصلى الله علیه وآله« صوموا تصحوا »« روزه بگیرید تا سالم شوید ».
(5) به نقل از: تفسیر نمونه، ج 1، ص 632.
منبع:پرسمان
+ درباره خمس و اهمیت آن توضیح دهید؟
«و اعلموا أنَّما غنمتم من شىءٍ فأنَّ للَّه خمسه و للرَّسول و لذى القربى و الیتامى و المساکین و ابن السَّبیل»(1) «و بدانید که هر چه غنیمت گرفتید، یک پنجم آن براى خدا و رسول و از آن خویشاوندان [او] و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان است».
«خمس» در لغت به معناى پنج یک مىباشد و در اصطلاح فقه عبارت است از: «پرداخت یک پنجم درآمدى که از راه زراعت، صنعت، تجارت، پژوهش و یا از طریق کارگرى و کارمندى در مؤسسات گوناگون، به دست مىآید.(2) خمس به امامعلیه السلام و سادات اختصاص مىیابد و باید آن را در عصر غیبت به فقیه جامع شرایط داد».(3)
...ادامه مطلب
+ علت حرمت نزدیکی با همسر در ایام عادت و حیض چیست ؟
سلام دوستان
چون که دونستن علت هر چیز به عمل کردن به مسائلی که به اون مربوط می شه و فرد بیشتر و بهتر رغبت می کنه که به طرفش بره واسه همین بهتره بدونیم که اسلام چرا نزدیکی با همسر را در ایام عادت و حیض حرام کرده. امیدوارم که بخونین و زحماتم هدر نره و مفید واقع بشه
به صورت مختصر چند علت را ذکر مىکنیم:
1- یکى از مهمترین عوامل لازم جهت مقاربت مطلوب وجود آرامش روحى و میل جنسى است که در اصطلاح پزشکى به آن Libido ( ( یا میل جنسى گویند. یعنى طرفین میل به مقاربت داشته باشند و الا در صورت عدم وجود میل از یک یا هر دو طرف عمل جنسى براى طرفى که میل کافى ندارد، نه تنها مطلوب و پسندیده نیست، بلکه موجب تنفر نیز مىشود. در دوران قاعدگى، سطح هورمونهاى جنسى خانمها (استروژن و پروژسترون) کاهش مىیابد و در اثر آن دیواره داخلى رحم ریزش یافته و خونریزى مىشود. در این دوران از یک طرف به علت کاهش هورمونى، عواطف و روحیه خانمها بسیار حساس و زودرنج شده و کجخلقى و بىحوصلگى خانمها در این دوره بیشتر مىشود و حتى گاه تحمل بچهدارى را ندارند. از طرف دیگر خونریزى از توان جسمى آنها مىکاهد (درست مثل این که شما بروید بانک خون و یک کیسه خون بدهید) و به این دلیل از نظر پزشکى توصیه کردهاند که در کارهاى منزل مثل لباس شستن، ظرف شستن و در این مدت به خصوص روزهاى اول خانمها را یارى دهید. حال با این اوصاف آیا مقاربت که هم آمادگى روحى مىخواهد و هم آمادگى جسمى صحیح است؟
...ادامه مطلب
+ چرا در اسلام حد و مرزی برای مهریه مشخص نشده؟
الف) اساسا بنای شارع مقدس بر این نیست که در تمام جزئیات زندگی قوانین خشک و ا نعطاف ناپذیری وضع کند و راه هرگونه آزادی را سد نماید. به ویژه در مسأله مهریه هرگز چنین چیزی روا نیست، زیرا:
اولاً: مهریه نوعی پیشکش و هدیه از جانب مرد و نشانگر میزان عشق او به زن، و بهایی است که در این زمینه حاضر است بپردازد.
ثانیا: مقدار مهریه تابع شرایط اجتماعی و اقتصادی است و تعیین حدّ مشخص برای آن، با تغییر ارزش اقتصادی پول در زمانهای مختلف تا حدودی مشکلساز است.
ثالثا: تعیین حد در مهریه موجب محدود سازی آزادی زن میباشد. البته شارع مقدس در مواردی که مصلحت غالبی در کار باشد ممکن است آزادی افراد را محدود کند، ولی قطعا در این مورد مصلحت اهمی در کار ندیده است.
ادامه مطلب
+ فلسفه و فواید غسل جنابت
غسل جنابت داراى دو فایده و فلسفه مهم است:
1. طبق تحقیقات دانشمندان، در بدن انسان دو سلسله اعصاب نباتى وجود دارد که تمام فعالیتهاى بدن را کنترل مىکنند (اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک) این دو رشته اعصاب در سراسر بدن انسان گستردهاند. وظیفه اعصاب سمپاتیک تند کردن و وظیفه اعصاب پاراسمپاتیک کند کردن فعالیت دستگاههاى مختلف بدن است. گاهى جریانهایى در بدن رخ مىدهد که این تعادل را به هم مىزند، از جمله آنها مسئله (ارگاسم و اوج لذت جنسى) است که معمولا مقارن خروج منى صورت مىگیرد. از جمله امورى که مىتوان اعصاب سمپاتیک را به کار وادار و تعادل از دست رفته را تأمین کرد، تماس آب با بدن است و از آنجا که تأثیر (ارگاسم) روى تمام اعضاى بدن به طور محسوس دیده مىشود، دستور داده شده که بعد از آمیزش جنسى یا خروج منى، تمام بدن با آب شسته شود.
2. غسل جنابت یک دستور اسلامى براى پاک نگه داشتن بدن و رعایت بهداشت در طول زندگى است زیرا کسانى هستند که از نظافت خود غافل مىشوند اما این حکم اسلامى، آنها را وادار مىکند که در فواصل مختلف خود را شست و شو دهند و بدن را پاک نگه دارند. البته باید دانست موارد یاد شده تنها به عنوان حکمت و فلسفه غسل به شمار مىآید و به هیچ وجه علت اصلى وجوب غسل نیست. لذا کسى که تازه بدن خود را شسته، ولى از او منى خارج شده است، باز باید غسل را انجام دهد.(1)
پىنوشت
(1) تفسیر نمونه، ج 4 ص 294.
+ فلسفه ازدواج موقت چیست؟ چه شرایطی دارد؟
ازدواج موقت، از نظر تئوریک کاملًا پذیرفته شده است و نه تنها در اسلام، که حتى برخى از متفکران بزرگ غربى مانند راسل یکى از راههاى حل مشکل ازدواج دائمى و دیررس را در دنیاى کنونى، پناه بردن به ازدواج موقت مىدانند. از نظر عملى نیز در نظام جمهورى اسلامى، این مسئله مقبول افتاده لیکن فرهنگ اجتماعى، هنوز پذیراى آن نیست. به عبارت دیگر، صیغة موقّت نیز نوعى ازدواج است. بنابراین، هر فرد واجد شرایط مىتواند از شخصى که او نیز شرایط ازدواج موقت را دارا است، خواستگارى و براى مدتى موقت مانند چند ساله دوران تحصیل با وى ازدواج کند.
متأسفانه غالب افراد، ازدواج موقت را با کامیابى آنى اشتباه گرفتهاند و همین مسئله سبب شده است این موضوع نتواند در جامعه ما جایگاه حقیقى خود را باز یابد. تبلیغات سوئى هم که بیش از یک قرن در جامعه ما توسط غربگرایان انجام شده، در ضمیر مردم رخنه کرده است به گونهاى که گاهى روابط نامشروع، با تسامح نگریسته مىشود ولى ازدواج موقت، طورى دیگر معرفى مىگردد. براى حل این مشکل بایستى تلاش فرهنگى و اجتماعى گستردهاى صورت پذیرد تا جوانان از آسیب شیاطین مصون بمانند.
شرایط عقد موقت
عقد موقت یا صیغه، داراى شرایط زیر است:
1. ازدواج موقت مانند ازدواج دائم، نیاز به خواندن عقد و الفاظ مخصوص دارد و با صرف رضایت قلبى درست نمىشود.
...ادامه مطلب
+ علّت اختلاف سنّ تکلیف دختران و پسران چیست؟
پرسش: علّت اختلاف سنّ تکلیف دختران و پسران چیست؟ چرا دختران زودتر از پسران به سنّ تکلیف مىرسند؟ آیا نُه سالگى براى دختران زود نیست؟ آیا این سنّ بر اساس فیزیک بدنى دختران در زمان پیامبر(ص) نبوده است؟
پاسخ :
بلوغ شرعى بر اساس بلوغ طبیعى است. در همه مناطق جهان با در نظر گرفتن شرایط طبیعى و اجتماعى، دختران زودتر به بلوغ طبیعى مىرسند و فعالیّت غدد جنسى در آنان قبل از پسران آغاز مىگردد. "بنابراین تقدّم بلوغ شرعى دختران بر پسران بر اساس صلاحیّت طبیعى و به معناى هماهنگى قوانین تشریع با مقرّرات تکوین است".(1)
بلوغ و رشد دختران در حدود نه سالگى به بعد مخصوص مناطق عربى نبوده بلکه مسئلهاى است تکوینى.
تقریباً در همه مناطق کره زمین و در تمامى ادوار از ابتداى خلقت تاکنون به همین نحو بوده است. البته تمامى دختران در یک سنّ به بلوغ نمىرسند.
علل مختلفى در تسریع یا تأخیر بلوغ دخالت دارد. یکى از صاحب نظران مىگوید:
"نژاد، تغذیه و عوامل فیزیکى و روانى موجود در محیط زندگى و خانوادگى، در زمان ظهور بلوغ و میزان ترشّحات هرمونى اثر مىگذارد. آب و هوا نیز در بلوغ بى تأثیر نیست".(2) بنابراین نمىتوان گفت تمامى دختران در نُه سالگى به بلوغ مىرسند، بلکه برخى دیرتر به بلوغ مىرسند، گرچه از نظر انجام دستورهاى مذهبى و تکالیف شرعى بنابر فتواى مشهور فقها از نُه سالگى مکلّف مىشوند.
ادامه مطلب
+ چرا شراب نخوریم؟
شراب چیزیه که توی همه ادیان به حرام بودن آن تاکید شده و در اسلام هم آیات و روایاتی حتماَ هست که به این مسئله بپردازه و به خاطر اینکه ارزش و قدر و منزلت شراب این ماده با ارزش پیش شما معلوم بشه حتماَ توصیه می کنم با من در این ÷ست همراه بشین . سوالات خوبی در اینجا درباره شراب و منافع آن پرسیده شده، این تحقیق را با دقت بخوانید و نظر بدید.
نظر اسلام درباره حرمت و یا حلیت اضطراری شراب چیست؟
حـکم قطـعی قران کریـم درباره شراب حرمــت می باشد چنان که می فرماید :" یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (مائده90) ".
اى کسانى که ایمان آوردهاید! شراب و قمار و بتها و ازلام( نوعى بختآزمایى)، پلید و از عمل شیطان است، از آنها دورى کنید تا رستگار شوید!
ودر ادامه در بیان علت حرمت شراب می فر ماید : شیطان می خواهد در میان شما به وسیله شراب وقمار عداوت ایجاد کند وشما را از ذکر خداوند و از نماز باز داردآیا ( با این همه زیان و فساد و با این نهی اکید) خودداری خواهید کرد ؟
...ادامه مطلب
+ چرا باید پسر به خواستگاری دختر برود؟
|
در مورد نحوه خواستگارى و رفتن پسر یا دختر، اسلام هیچ گونه دستور خاصى ندارد و مانند بسیارى از امور دیگر به خود مردم واگذار شده است. استاد مطهرى میگوید: «این که از قدیم الایام مردان به عنوان خواستگارى نزد زنان مى رفته اند و از آنها تقاضای همسرى مى کرده اند، از بزرگ ترین عوامل حفظ حیثیت و احترام زن بوده است. طبیعت مرد را مظهر طلب و عشق و تقاضا آفریده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن. طبیعت زن را گُل، و مرد را بلبل، زن را شمع و مرد را پروانه قرار داده است. این یکى از تدابیر حکیمانه و شاهکارهاى خلقت است که در غریزة مرد نیاز و طلب و در غریزة زن ناز و جلوه قرار داده است. خلاف حیثیت و احترام زن است که به دنبال مرد بدود. براى مرد قابل تحمّل است که از زنى خواستگارى کند و جواب رد بشنود و آن گاه از زن دیگرى خواستگارى کند و جواب رد بشنود تا بالاخره زنى رضایت خود را به همسرى با او اعلام کند اما براى زن که میخواهد محبوب و معشوق و مورد توجه و علاقه باشد و از قلب مرد سر در آورد تا بر سراسر وجود او حکومت کند، قابل تحمل و موافق غریزه نیست که مردى را به همسرى خود دعوت کند و احیاناً جواب رد بشنود و سراغ مرد دیگری رود».(1)
|
ادامه مطلب
+ چرا دخترها با پسرها نمیتوانند حتی با اصول شرعی و قانونی، آزادانه رفتار کنند؟
همتون با من موافقین که دوستی لازمه و هر کسی که می گه بدون دوست می شه زندگی کرد، حتما یه تختش کمه که این را می گه و تنها کسی که به دوست نیازی نداره خداست. اما حالا که ما به دوست نیاز داریم باید در مورد دوستمون یه چیزهایی را بدونیم و همینطوری بیگدار به آب نزنیم و علاوه بر اون در دوستی اصلا باید از افرادی که خدا از دوستی با اونها نهی کرده پرهیز کنیم وگرنه بعدا پشیمون می شیم.
با توجه به شرایط خاص دوران نوجوانی و جوانى، که هممون این دوران را یا گذروندیم و یا در حال گذراندنش هستیم و خطرات جدی تمایلات آشکار و پنهان غرائز نفسانى، لازمه دختران و پسران روابط خود را از نظر کمی و کیفى تحت کنترل قرار بدهند و در سطح ضرورت حفظ کنند.
اگه تمام اصول شرعی و قانونی رعایت بشه منعی از ارتباط دختران و پسران نخواهد بود وآن چه ممنوعه ارتباط دختر وپسر در خارج از محدوده شرع و قانونه، مانند دوستیهای خیابانی و ...
البته ما هم قبول داریم که در محیط های کوچک به دلیل اینکه هم دیگر را میشناسند محدودیتهای زیادتری وجوده و بعضی از پدر و مادرها سختگیری بیشتری میکنند. طبعاً سختگیری بیش از حد خانواده چندان مطلوب نیست و از نظرمدیران اجتماع نیز این مسئله باید مورد توجه قرار گیرد.
سؤالی که اینجا پیش میآید اونه که که اگر واقعاً سختگیری در جامعه ما، از طرف خانواده یا نیروهای انتظامی و غیره زیاد است، پس گسترش فساد و بیبند و باری در جامعه برای چیست؟
...ادامه مطلب
+ چرا تراشیدن ریش حرامه؟ و احکام آن چیست؟
مسئله ای برای خیلی از دوستان سواله چرا اسلام چنین حکمی را گذاشته؟ روی چه مبنایی؟ و تا چقدر از ریش را می توان اصلاح کرد؟ سوالاتی را که دراین باره آوردم را حتما بخونید و نظرتون را بنویسید.
سؤال: فلسفه حرمت تراشیدن ریش و شنیدن موسیقی و خوردن شراب چیست؟
جواب: دررابطه با مساله ای که اشاره کرده اید باید چند نکته را در نظر داشت :
اولا: فلسفه همه احکام و جزییات آنها به طور تفصیلی روشن نیست و آگاهی ازآن دانشی فراتر از تنگناهای معارف عادی بشری می طلبد .لیکن به طوراجمال ، روشن است که همه احکام الهی تابع مصالح و مفاسد واقعی درمتعلق آنهاست . بنابراین در صورتی که فلسفه حکمی را بالخصوص ندانیم ، بنا بر قاعده کلی فوق باید از آن پیروی کنیم ؛ زیرا در آن یقین به وجود مصلحتی هست ، هر چند بر ما ناشناخته باشد .ثانیا : در یافتن فلسفه احکام ، نباید همیشه به دنبال علوم تجربی رفت و دلیلی مادی و فیزیولوژیک برایش جست و جو نمود .این فرایند که همواره در پی یافتن مصلحت یا مفسده ای طبی یا ... باشیم ، برخاسته از نگرشی مادی گرایانه است ؛
...ادامه مطلب
+ چرا قمار و آلات قمار حرام شده؟
چیزی که این روزها در اکثر محافل هست شطرنج و پاسور و چیزهایی از
این قبیل هستند که حالا آیا اینها از نظر اسلام هم جایزه یا نه؟ و علت حرام بودن آلات قمار چیه؟ در این سوالات تلاش شده به قسمتی از این سوالات جواب داده بشه. نظر بدید
سؤال: با این که در روایات ما شطرنج مذمت شده است ، چرا در کشور اسلامی اینقدرشطرنج رایج شده است ؟
جواب:در رابطه با سوال شما باید عرض کنیم که حکم خدا یعنی حلال و حرام او تا روز قیامت قابل تغییر نیست و هیچ کس اعم از فقیه و غیرفقیه نمی تواند آن را تغییر دهد که از جمله مسیله قمار است که شطرنج یکی ازمصادیق آن می باشد و بنابر اصل شرع و فتوای همه مراجع حرام است و شطرنج از این قبیل است و همانگونه که در زمان رسول خدا ( ص ) و ائمه حرام بوده اکنون نیز حکم شطرنج در صورتی که آلت قمار باشد همان است.
ادامه مطلب
+ حکم موسیقى از نظر مراجع و علّت تحریم آن و اثرات گوش دادن به آن چیست؟
براساس نظریه اکثر مراجع فعلی موسیقی بر دو قسم است:
1 ـ موسیقى مطرب و مناسب با مجالس لهو و لعب و عیاشی.
2 ـ موسیقى غیر مطرب و معمولى که انسان را به هیجان شهوى وا دار نمیکند .
تمامى فقهاى عظام قسم اول را حرام میدانند؛ هم نواختن آن و هم یادگیرى و یاد دادن آن و هم گوش کردنبه آن را، ولى قسم دوم را حرام نمیدانند، مگر آیات عظام: گلپایگانى (ره) و صافى گلپایگانى (دام عزه).
علت تحریم موسیقى قسم اوّل واضح است، زیرا موسیقیهای شهوت زا انسان را به لهو و لعب و عیّاشى وبى و بند و بارى سوق میدهد و باعث تزلزل اعتقادات مذهبی می شود لذا از رسول گرامی اسلام نقل شده: «سه چیز قلب انسان را پر قساوت میگرداند: شنیدن و گوش دادن بهصداها و گفتارهاى لهو؛ دنبال صید رفتن براى خوشگذرانی؛ به دربار شاهان رفت و آمد کردن.»[1]
باز فرمود: «چهار چیز قلب را فاسد میکند و موجب نفاق قلبى میشود: گوش دادن به لهویات؛ فحّاشیکردن؛ به دربار سلاطین رفت و آمد کردن و دنبال صید رفتن».[2]
امام صادق(ع) فرمود: «زن آوازه خوان (مغنیّه) ملعون است و هرکس او را به منزل دعوت کند و به او پولبدهد، ملعون است».[3]
علی(ع) فرمود: «پولى که به آوازه خوان هرزه داده میشود، حرام است».[4]
یکى از اصحاب رسول خدا از جایى عبور میکرد. صدای موسیقى شنید. انگشتهایش را در گوشش کرد تاصدا را نشنود و سپس گفت: با پیامبر از جایى میگذشتیم که این چنین بود. پیامبر با دستهایش گوشش راگرفت تا صدا را نشنود».(5)
باز رسول الله فرمود: «غنا و آوازهاى لهوى (ترانه) باعث نفاق در قلب میشود(6)و فرمود: «از شنیدنچنگ و غنا دورى کنید. آنها در قلب شما نفاق ایجاد میکند(7) ؛ یعنى کم کم طورى میشوید که ظاهراً مسلمانهستید، ولى در عمل و کردار اسلام را قبول ندارید.
ادامه مطلب
+ دلایل حرمت موسیقی را بیان فرمایید؟
موسیقی و غنا در اصطلاح فقه با یکدیگر فرق دارد. غنا عبارت است از آوازی که از حنجره بیرون آمده و در گلو چرخانده شود، در شنونده حالت سرور و وجد ایجاد کرده و مناسب مجالس لهو و خوش گذرانی باشد. اما موسیقی آهنگی است که از آلات موسیقی پدید می آید.
با توجه به برخی آیات و روایات و سخنان برخی روان شناسان، مواردی هم چون گرایش انسان به فساد و فحشا، غفلت از یاد خدا، تاثیر سوء موسیقی و غنا بر روان و اعصاب و استفاده سوء استعمارگران از آن را می توان از جمله حکمت های حرمت موسیقی و غنا دانست.
دلائل اصلی حرمت موسیقی (یا حلیت برخی اقسام آن) آیات قرآن و روایات پیامبر اکرم(ص) و ائمه (ع) است. از میان آیات قرآن می توان به آیه های 72 سوره ی فرقان، 30 سوره ی حج، 3 سوره ی مؤمنون و 6 سوره ی لقمان اشاره کرد که ائمه(ع) در تفسیر آنها فرموده اند مراد از واژه های "قول زور" ، "لهو" و "لغو"در این آیات، غنا است.
همچنین روایاتی وجود دارد که در اثبات حرمت غنا به آنها استدلال شده است. وبه دسته ای دیگر از روایات، که در آنها آلات موسیقی و استعمال آنها حرام شمرده شده، برای اثبات حرمت برخی موسیقی ها استدلال شده است.
از آنجایی که غنا به معنی کشیدن صدا و هر گونه صدا و آواز استعمال شده، به همین جهت همه ی فقها «لهوی بودن» را از قیود غنای حرام می دانند و برخی نیز قید «مطرب» بودن را به آن افزودهاند. در مورد موسیقی نیز اکثر فقها نوع لهوی آن را حرام می دانند و برخی موسیقی مطرب را نیز حرام می دانند.
...ادامه مطلب
+ فلسفه تحریم گوشت های حرام
با توجّه به آنچه گفته شد، آیا مواد مخدّر بلکه مطلق دخانیات جزء طیّبات است یا خبائث؟ بى شک این موادّ خانمانسوز جزء طیّبات نیست، بلکه جزء خبائث است. هنگامى که یک سیگارى براى پرسیدن مسأله اى شرعى مراجعه مى کند بوى بد دهانش که ثمره کشیدن سیگار است، براى ما قابل تحمّل نیست! حال خانواده اش چگونه تحمّل مى کنند؟ خدا مى داند، آیا این جزء خبائث نیست؟
اخیراً یکى از اطبّا مى گفت: 75% سیگاریها بالاخره به سرطان ریه، و 40% آنها به سرطان پروستات مبتلا مى شوند. آیا استفاده از چیزى که ثمره آن، این بیماریهاى خطرناک و مانند آن است، جزء طیّبات است یا خبائث؟(6)
***********************
1. وسائل الشیعه، ج 17، ص 253، ح 11.
2. همان مدرک، ص 254، ح 8.
3. همان مدرک، ص 253، ح 7.
4. همان مدرک، ص 251، ح 3.
5. همان مدرک، ص 240، ح 12.
6. شرح بیشتر را در کتاب «سیگار پدیده مرگبار عصر ما» از آیت الله مکارم مطالعه فرمایید.
+ علت اختلاف شیعه و اهل سنت در وضو چیست ؟
اختلاف شیعه و اهل سنت در این مسائل به اختلاف در مبانی استنباط احکام دینی بر می گردد.
هر یک از مذاهب فقهى اسلامى براى استنباط احکام دین، از یکسرى اصول و مبانى بهره می گیرند. طبیعى است که اگر در اصول، مبانى و منابع استنباط با هم اختلاف داشته باشند، نتیجه و ره آورد استنباط ها متفاوت خواهد شد. بسیارى از اختلافات فقهى شیعه و سنی، ریشه در تفاوت دیدگاه ها در اصول و مبانى استنباط دارد، مثلاً اهل سنت افزون بر قرآن و سنت پیامبر(ص) به سنت صحابه و گاهى به سنت تابعین ارزش مى دهند، ولى شیعه افزون بر قرآن و سنت پیامبر (ص)، به سنت اهل بیت پیامبر(ص) بها مى دهند و سنت صحابه را اگر مستند به سنّت پیامبر نباشد، به عنوان منبع شرعى نمى پذیرند.
ادامه مطلب
+ اگر حجاب چیز خوبی است پس چرا برای آقایان واجب نیست؟
یکی از شبهاتی که بعضی ها در مورد حجاب و پوشش زن مطرح می کنند اینه که اگر
حجاب چیز خوبیه پس چرا برای آقایان واجب نیست؟ و یکی از علل ایجاد چنین شبهاتی عدم توجه به روحیات و خصوصیات دو جنس مرد و زن است حقیقت این است که زنان و مردان در عین اشتراک در انسان بودن و خلقت الهی از لحاظ روحیات تفاوتهای بسیاری با یکدیگر دارند که این تفاوتها لازمه زن و مرد بودن آنهاست یعنی اگر این تفاوتها نبود، زن بودن و مرد بودن نیز معنایی نداشت . اگر قرار بود روحیات زن و مرد کاملا شبیه هم باشد هیچ گاه این دو جنس مخالف نمی توانستند در کنار یکدیگر تفاهم و لازمه ادامه زندگی و بقای نسل بشر را فراهم کنند. حکمت پروردگار متعال بر این تعلق گرفته که هر کدام به فراخور وظایف و نیازهای حیاتی خویش، استعداد و خصوصیات روحی و جسمی خاص خود را داشته باشند؛ بنابراین هر دو جنس در عین اشتراکات بطور غریزی به سمت نیازها و توانایی های خود حرکت می کنند و این مسئله نه تنها نقصی برای هیچ کدام نیست؛ بلکه نقطه عطف و نشانه کمال و زیبایی خلقت الهی است. با این اوصاف طبیعی است در میدان عمل و تکلیف هر کدام علاوه بر وظایف مشترک انسانی وظایف خاص و مشخصی نیز برای خود داشته باشند.
اما برای روشن شدن فلسفه حجاب زن و راز تفاوت آن با پوشش مردان، توجه به مطالب ذیل لازمه:
1- توجه به رابطه پوشش با فرهنگ دینی
بر اساس فرهنگ اسلامی، انسان موجودی است که برای رسیدن به کمال و معنویّت خلق گردیده است. اسلام با تنظیم و تعدیل غرایز به ویژه غریزه جنسی و توجه به هر یک از آنها در حدّ نیاز طبیعی، سبب شکوفایی همه استعدادهای انسان شده و او را به سوی کمال سوق داده است.
پوشش مناسب برای زن و مرد عامل مهمی در تعدیل و تنظیم این غریزه است.
...
ادامه مطلب
+ حکم موسیقى از نظر مراجع و علّت تحریم آن و اثرات گوش دادن به آن چیست؟
براساس نظریه اکثر مراجع فعلی موسیقی بر دو قسم است:
1 ـ موسیقى مطرب و مناسب با مجالس لهو و لعب و عیاشی.
2 ـ موسیقى غیر مطرب و معمولى که انسان را به هیجان شهوى وا دار نمیکند .
تمامى فقهاى عظام قسم اول را حرام میدانند؛ هم نواختن آن و هم یادگیرى و یاد دادن آن و هم گوش کردنبه آن را، ولى قسم دوم را حرام نمیدانند، مگر آیات عظام: گلپایگانى (ره) و صافى گلپایگانى (دام عزه).
علت تحریم موسیقى قسم اوّل واضح است، زیرا موسیقیهای شهوت زا انسان را به لهو و لعب و عیّاشى وبى و بند و بارى سوق میدهد و باعث تزلزل اعتقادات مذهبی می شود لذا از رسول گرامی اسلام نقل شده: «سه چیز قلب انسان را پر قساوت میگرداند: شنیدن و گوش دادن بهصداها و گفتارهاى لهو؛ دنبال صید رفتن براى خوشگذرانی؛ به دربار شاهان رفت و آمد کردن.»[1]
ادامه مطلب
+ چرا شنیدن خوانندگی زن برای مردان حرام است؟
سلام به دوستای خوبم، اسلام واقعا دین خوبیه چون اگه یک کمی با خود فکر کنیم می بینیم که هر چی که گفته به صلاح خودمونه چون انسان منفعت طلبه و از ضرر هم شدیداَ فرار می کنه، به خاطر این خدا هم که این را می دونه هر چی که در احکام گفته که این را استفاده کن یا اینکه واجبه که عمل کنی وقتی خوب خوب دقت می کنیم می بینیم که به نفعمونه که این را عمل کنیم و وقتی هم که گفته از چیزی پرهیز کنید، وقتی موشکافی می کنیم می بینیم که خیلی به ضررمونه، اما نمی دونم چرا بعضیها با خودشون سر جنگ دارند به خیال اینکه آن چیزی که به ضررشه می خواد که انجامش بده در حالی که بعداَ پشیمون می شه و ای کاش موقعی پشیمون بشیم که کار از کار نگذشته باشه.
چرا شنیدن خوانندگی زن برای مردان حرام است و آیا سندی هم در این مورد هست؟
زن مظهر زیبایی و جمال خداوند است و از خصوصیت جذب فراوانی نسبت به جنس مخالف خود برخوردار است و همین خصوصیت سبب شیرینی و استحکام کانون خانواده میگردد در نتیجه اسلام خواسته خانمها از این نعمت خدادادی در جهت مثبت و گرمی کانون خانواده استفاده کنند و از هرگونه معرض گذاردن و عمومی ساختن این خصوصیت خود داری کنند تا اولاً خود به دام فریبکاران و تبهکاران نیفتند و ثانیا: سلامت روحی و روانی فردی و اجتماعی دیگران آسیب نبیند.با توجه به این مقدمه آیا حرف زدن عادی یک خانم با آوازخوانی او از نظر تهیج و تحریک مردان یکسان است؟ ممکن است برخی مردان بیتفاوت باشند ولی یک مرد که از غریزه و احساسات سالم برخوردار است مسلّم تحریک میگردد در غیر این صورت ممکن است دچار خمودی (ضد حالت شهوت رانی) گشته باشد که نیاز به مداوا دارد. برای جلوگیری از سوء استفاده برخی مردان، در قرآن مجید به زنان پیامبر(ص) سفارش شده: (فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض با نرمی و تعارفات بیش از حد سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند).
وقتی که در سخن گفتن مواظبت لازم هست و احتمال به گناه افتادن وجود دارد در آوازخوانی به طریق اولویت این احتمال خواهد بود. همچنین روایات فراوانی به صراحت دلالت بر حرمت شنیدن خوانندگی زن دارد از جمله در روایتی امام صادق(ع) میفرماید: زنخواننده ملعون است و کسی که از خوانندگی زن کسب درآمد کند ملعون است.در روایت دیگری شخصی خدمت امام صادق(ع) عرض میکند من برخی اوقات در دستشویی به جهت شنیدن صدای کنیزان خوانده همسایه مکث بیشتری میکنم. حضرت او را از این عمل نهی میکنند و میفرمایند مگر نشنیدهای که خداوند در قرآن میفرماید: همانا چشم، گوش و عقل در روز قیامت بازخواست میشوند. برخیز و غسل توبه کن چرا که گناه بزرگی انجام دادی و اگر براین حال میمردی بر حالت بدی مرده بودی خداوند را ستایش کن و سپس توبه کن از هر زشتی و بدی چرا که خداوند هیچ عمل زشتی را دوست ندارد و کارهای زشت را برای اهلش بگذار چرا که برای کار خیر و شر هر کدام اهلی است.
امیدوارم که هیچ یک از ما جزء این اهل گناه نباشیم.
+ چرا مراجع با هم به جای وحدت اختلاف دارند؟
حتما واسه شما هم این سوال پیش آمده که راستی چرا دین ما اسلام که دین واحدیه و این مراجع هم دعوت به وحدت می کنند پس چرا خودشون با هم اینقدر اختلاف دارند. توصیه می کنم برای پاسخ این سوالمون با این پست همراه بشیم.
1-دین ما اسلام است و همة ما پیروی یک دین هستیم، پس چرا مراجع با هم اختلاف نظر دارند و احکام شرعی در رسالهها مختلف بیان شده است؟
پیش از هر چیز باید توجه کرد که اختلاف نظر فقها و مجتهدان به اندازهای نیست که نتوان گفت همه از یک دین سخن میگویند، بلکه اختلاف آنها به اندازة همان چیزی است که در پرسش خود مطرح کردهاید، یعنی فقها در اصل این که وضو برای نماز واجب است و در شستن صورت، دست راست، دست چپ، سپس مسح سر و مسح پاها، اتفاق نظر داشته، هیچ اختلافی ندارند; آری اختلافی که ممکن است دربارة وضو داشته باشند در برخی مسائل آن است، مانند مقدار ریختن آب و مانند آن. آیا این مقدار اختلاف نظر باعث میشود که هر کدام دین جدیدی آورده باشند؟ به یقین جواب شما منفی خواهد بود، زیرا این مقدار اختلاف بسیار طبیعی و رایج است، به گونهای که حتی شما ممکن است با شخصی که هر دو از یک مجتهد تقلید میکنید، در وضو گرفتن با هم اختلاف داشته باشید، هر چند هر دو میخواهید به یک مسئله عمل کنید، ولی هر کدام ممکن است از مسئله برداشتی داشته باشد که مقداری با برداشت دیگری متفاوت باشد، برای مثال مجتهد شما ـ هر دو نفر ـ میگوید با "آب مضاف" وضو نگیرید، و شما به آبی میرسید که مقداری گل آلود است، در این جا ممکن است به نظر شما آب به حدّ مضاف رسیده باشد، در نتیجه وضو نگیرید، ولی به نظر دوست شما هنوز به حدّ مضاف نرسیده باشد و در نتیجه وضو بگیرد. در این جا شما دو نفر در عمل با هم اختلاف داشتید، ولی عمل هر دوی شما در پیشگاه خداوند متعال پذیرفته است; پس در نظر گرفتن مقدار اختلاف نظر بسیار اهمیت دارد. مطلب دیگر آن که این اختلاف در علوم دینی منحصر نیست، بلکه هر علمی که بشر با تفکّر و اندیشه با آن برخورد کند، رنگها و جلوههای گوناگونی به خود میگیرد، زیرا هر شخصی به اندازة هوش، استعداد، فراست و دقتی که دارد علم را میفهمد و درک میکند; به همین جهت است که پزشکانی که همه از یک دانشگاه فارغ التحصیل شدهاند و زیر نظر یک استاد درس خواندهاند، ولی در هنگام علاج بیماران، نسخههای گوناگونی تجویز میکنند; این به جهت آن است که قدرت همة آنها در تشخیص بیماری برابر نیست و در استفاده از اندوختههای علمی نیز با هم متفاوت هستند; در نتیجه باعث اختلاف نظر میان آنان نسبت به یک بیمار یا بیماری میشود و هم چنین است اختلافاتی که میان مهندسان و کارشناسان رشتههای گوناگون دیده میشود. هم چنین دانستن مطالب زیر در تکمیل پاسخ شما ضروری است.
...ادامه مطلب
+ اگر احکام از قرآن و سنّت استخراج میشود، چرا احکام مجتهدان متفاوت است؟
درست است که دانشمندان و صاحب نظران مسائل دینی، احکام الهی را از متون قرآنی و روایی استخراج می کنند، امّا فهم و استعداد آنان متفاوت است. هر کدام، از آیات قرآن و روایات مطلبی را می فهمند و بر اساس آن فتوا می دهند. همان طور که دانشمندان علوم دیگر نیز چنین اند، مثلا متخصصان طب در مسائلی با هم اختلاف دارند. گاهی بیماری را نزد چند پزشک می برند، هر کدام نظری متفاوت از دیگری میدهد. اختلاف نظر ها طبیعی است.
منابع اصلی اجتهاد و استنباط در دورة آغازین پس از غیبت حضرت ولی عصر(ع)، کتاب و سنّت بود که در بعضی مسائل با ترکیب عناصر مورد نیاز دیگری، فقیهان را در کار افتا یاری میداد. با گذشت زمان هر اندازه که فاصلة زمانی از آغاز غیبت بیشتر شد، توجه به عناصر دیگری در کار استنباط ضروری تر می نمود، مانند اجماع و عقل و شهرت فتوایی. الآن فقها و صاحب نظران مسائل دینی از کتاب و سنّت و اجماع و عقل و شهرت فتوایی برای افتا و پردازش نظریة خود کمک می گیرند.
ادامه مطلب
+ اگر هدف از نماز ارتباط با خدا است،چه نیازی به انجام اعمال خاصی به نام نماز است؟
عبودیت و پرستش یکی از نیازهای انسان است. تمامی انسان ها از ابتدا تا کنون به شکلی پرستش داشته اند. روح انسان نیاز به عبادت و پرستش دارد. هیچ چیزی جای آن را پر نمی کند، امّا سخن در نحوة پرستش است.
آیا پرستش به این شکل که در اسلام به عنوان نماز است، زیباترین شکل پرستش است یا شکل دیگری بهتر است؟
باید ببینیم چه شکلی از پرستش و عبادت بهترین است، تا آن را انتخاب کنیم و انجام بدهیم؟
دانشمندان گفته اند: برای رسیدن به عرفان الهی و شناخت خود و خدا مراحلی باید طی شود. مرحلة اوّل، شریعت است. برای پیمودن این مرحله باید به سراغ عبادت پروردگار رفت و با استعانت و کمک از عبادت وارد مرحلة دوم یعنی طریقت شد، آن گاه از طریقت عبور کرده و به حقیقت پیوست که پیوستن قطره به دریا است.
اکنون می خواهیم این شبهه را پاسخ بگوییم که آیا: چیزی برتر و موثرتر از نماز در این مسیر وجود دارد؟ یا بهترین شکل و بهترین وسیله و نردبان برای رسیدن به «حقیقت» نماز است؟
ادامه مطلب
+ فلسفه خمس چیست؟ چرا خمس را باید به سید فقیر داد؟
خمس و زکات از مالیات های اسلامی هستند که به منظور رفع مشکلات مالی امت اسلامی و توزیع عادلانه ثروت و تقویت بنیه مالی حکومت اسلامی وضع شده است. «میان خمس و زکات این تفاوت مهم وجود دارد که زکات جزء اموال عمومی جامعه اسلامی محسوب می شود، لذا مصارف آن عموماً در همین قسمت می باشد، ولی خمس از مالیات هایی است که مربو[ط به حکومت اسلامی است، یعنی مخارج دستگاه حکومت اسلامی و گردانندگان این دستگاه از آن تأمین می شود. محروم بودن سادات از دست یابی به ، زکات در حقیقت برای دور نگه داشتن خویشاوندان پیامبر(ص) از این قسمت است تا بهانه ای به دست مخالفان نیافتد که پیامبر(ص) خویشان خود را بر اموال عمومی مسلط ساخته است، ولی از سوی دیگر نیازمندان سادات نیز باید از طریقی تأمین شوند. در حقیقت خمس نه تنها یک امتیاز برای سادات نیست، بلکه یک نوع کنار زدن آنها، به خاطر مصلحت عموم و به خاطر این که هیچ گونه سوء ظنی تولید نشود می باشد».(1) آیا می توان باور کرد که اسلام برای از کار افتاده ها و ایتام و محرومان غیر بنی هاشم فکری کرده باشد و از راه زکات مخارج سال آن ها را تأمین کرده باشد، ولی نیازمندان بنی هاشم را بدون هیچ گونه تأمین رها سازد؟ پس قانون خمس هیچ گونه امتیاز طبقاتی برای سادات ایجاد نمی کند و از نظر جنبه های مادی هیچ گونه تفاوتی با زکات که برای سایر فقرا است ندارد، «در حقیقت دو صندوق وجود دارد: صندوق خمس و صندوق زکات هر کدام از نیازمندان تنها حق دارند از یکی از این دو صندوق استفاده کنند آن هم به اندازه مساوی، یعنی به اندازة نیازمندی یک سال».(2) فقرای غیر سادات از صندوق زکات و فقرای سادات از صندوق خمس بهره مند می شوند. نیازمندان سادات حق ندارند چیزی از زکات مصرف کنند.
----------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
[1] تفسیر نمونه، ج 7، ص 184.
(2) همان، ص 183.
+ دختر و پسر جوان چگونه با خواندن یک خطبه عقد محرم یکدیگر میشوند؟
اصولاً شرع و قانون در صدد ضابطه¬مند کردن رفتارهای فردی و اجتماعی هستند و اعتبارات در این زمینه سنگ بنای وضع قوانین و پیاده کردن آن است. در تمامی نظام ها، حقوق بر اساس یک یا چند کلمه و یا یک مهر و امضا بر قرار میگردد؛ بنابراین این مسئله اختصاص به صیغه عقد ندارد. اصلاً آیا فاصله بین کفر و مسلمانی در ظاهر جز چند کلمه شهادتین است؟ بنابراین نقش کلمات را اندک نشمارید. صیغه ازدواج یک نوع عقد است، با همه مشخصات عقدهای دیگر که حتی در ضمن آن میتوان شروطی را قرار داد. قانون نیز از آن حمایت میکند. آیا این مسئله با زنا که یک نوع رابطه بی ضابطه و بدون هیچ معیاری است، برابر است؟
کلمات که حکایت از نیّات دارند، نقشی اساسی در همه روابط فردی و اجتماعی ایفا میکنند. پذیرش زوجیت به واسطه عقد در حقیقت الزام طرفین به رعایت احکام و ضوابط شرعی و اعلام وفاداری به آن است و این کم چیزی نیست.
ادامه مطلب
+ چرا اسلام برای زنان حجاب را واجب کرده است؟
از برخى متون استفاده مى شود »اصل حجاب» زنان میان اقوام و ملل مختلف مطرح بوده و سابقه طولانى دارد، گرچه نحوه بهرهگیرى از حجاب، حدود و احکام آن بر حسب سنت و آداب جوامع متفاوت بوده است.(1)
در ادیان یهود و مسیحیت به مسئله حجاب اشاره شده است.
حجاب در شریعت موسى(ع):
»ویل دورانت« راجع به قوم یهود و قانون تلمود مى نویسد: »اگر زنى به نقض قانون یهود مى پرداخت، مثلاً بى آن که چیزى بر سر داشت، به میان مردم مى رفت و یا در شارع عام نخ مى ریسید یا با هر سخنى از مردان درد دل مى کرد یا صدایش آن قدر بلند بود که چون در خانهاش تکلّم مى کرد، همسایگانش مى توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد«.(2)
از کتاب مقدس نیز بر مى آید که در عهد سلیمان(ع) زنان علاوه بر پوشش بدن، »بُرقَعْ« (روبند) به صورت مى انداختند.(3) همین سنت در زمان ابراهیم(ع) رایج بود. نامزد اسحق »رِفْقه« ابتدا که اسحق را دید، برقع به صورت انداخت.(4)
ادامه مطلب
+ دلیل علمی حرام بودن ازدواج با خواهر زن یا بهتر بگویم ازدواج هم زمان با دو خواهر
درشرع مقدس اسلام ازدواج، هم زمان با دو خواهر جایز نیست. لازم به ذکر است اگر ازدواج با دو خواهر یا بیشتر به صورت جمع؛ یعنی دریک زمان نباشد، اشکال ندارد. به بیانی دیگر هرگاه مردی زنی را برای خود عقد کند، تا وقتی که زن در عقد اوست، نمیتواند با خواهر وی ازدواج کند، خواه عقد دائم باشد یا موقت. حتی بعد از طلاق تا وقتی که در عدّه است (در صورتی که عدّه رجعی باشد) نمیتواند خواهر او را بگیرد، اما هنگامی که همسرش را طلاق داد، یا از دنیا رفت و عدّه او تمام شد، میتواند با خواهر وی ازدواج کند[1].
شاید حکمت و فلسفه ی این که اسلام از ازدواج هم زمان با خواهران جلوگیری کرده، این باشد که اوّلاً: حرمت و شخصیت زن را حفظ کند، چنان که در ازدواج با دختر برادر زن و دختر خواهر زن رضایت و اجازه زن را شرط دانسته است.
...ادامه مطلب
+ فلسفه نگه داشتن عدّه در ازدواج موقّت چیست؟
می خواستم بدانم علت این که زن باید در عقد موقت بعد از اتمام مدت عقد، 45 روز عده نگه دارد چیست؟ و آیا تنها مسئلۀ "لقاح میاه" است یا این که اگر زن اصلا نازا بود باز هم باید عده بگیرد؟
زنانی که یائسه اند لازم نیست عده نگه دارد و مراد از زن یائسه زنان پنجاه ساله غیر قرشیه و شصت ساله قرشیه اند. اما زنى که بچهدار نمی شود یائسه محسوب نمىشود و باید بعد از ازدواج عده نگه دارد.
اما در بارۀ فلسفۀ این حکم باید گفت که در آیات و روایات به تمام علل و حکمت های احکام اشاره نشده است، بلکه حکمتی از حکمت های متعدد و یا جزئی از علت تشریع آن حکم آمده است. در مورد حکمت تشریع عده نیز امر به همین صورت است.
بعضی از حکمت های مسئله وجوب عده نگه داشتن در ازدواج موقت عبارت اند از:
1. اگر زن در این مدت احتمالا حامله شده باشد پدر بچه معلوم مىشود.
...
ادامه مطلب
+ چرا تعدد زوجات (چند همسری) برای مرد جایز ولی برای زن جایز نیست؟
تعدد زوجات قبل از اسلام، امر عادی بوده و محدوده و ضابطۀ مشخصی نداشته است. اسلام آن را در چارچوب ضرورتهای زندگی انسان محدود ساخته و برای آن قید و شرایط سنگینی قرار داده است. قوانین اسلام براساس نیازهای واقعی بشر و مصلحت تمام جامعه وضع شده است. در جامعۀ بشری واقعیت های زیر انکار ناپذیر است:
1. مردان در حوادث گوناگون زندگی، بیش از زنان در خطر مرگ قرار دارند و در جنگها و حوادث دیگر، قربانیان اصلی را آنها تشکیل میدهند.
2. بقای غریزۀ جنسی مردان از زنان طولانیتر است.
3. زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتی از دوران حاملگی، عملاً ممنوعیت آمیزش دارند، در حالی که در مردان این ممنوعیت وجود ندارد.
4. زنانی هستند که به علل گوناگونی همسران خود را از دست میدهند و اگر تعدد زوجات نباشد، آنها باید برای همیشه بدون همسر باقی بمانند.
...ادامه مطلب
+ خداوند که بی نیاز است ، پس چرا ما را به عبادت و بندگی خود دستور داده است ؟
پاسخ: خداوند غنى و بى نیاز از همه چیز است، چون غیر از خدا هر چه موجود است ، همه مخلوق خدا است و نیازمند به او.
قرآن میفرماید : «اى مردم! شما همگى نیازمند به خدایید. تنها خداوند است که بى نیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش است»(1)
بنابر این خداوند بى نیاز مطلق است و مخلوقات همه محتاج اویند. او است که همه نیازهاى مخلوقاتش را بر طرف میکند.
ما انسانها که یکى از مخلوقات خداییم ، سراسر وجودمان را نیاز و احتیاج فرا گرفته است، مانند نیاز به آب و غذا و هوا و . . . که با نبود یکى از این ها قادر به ادامه حیات نیستیم . ما چند دقیقه یا چند ثانیه نمیتوانیم بدون هوا زنده بمانیم. همه این نیازمندیها به وسیله آب و هوا و غذا و . . . بر طرف میشود که خداى مهربان با خلق آن نیاز ما را برطرف کرده است . آرى این خداى حکیم ومهربان است که به هنگام تولد بچه، خون را تبدیل به شیر میکند و نوزاد آن را از پستان مادر تغذیه مینماید.
ادامه مطلب
+ چرا طلا بر مرد حرام است؟
از نظر علمى برای استفاده ی مرد از طلا، آثار مخربی ذکر شده است که می توان الف) تحریکات عصبى[1]، ب) ازدیاد بیش از حد گلبول هاى سفید[2]، را از جمله ی آن نام برد.
اما باید به این نکته توجه داشت که علم متکفل «تندرستى» انسان است در حالى که پرورش ابعاد ملکوتى و معنوى انسان، باید دغدغه اصلى یک مسلمان باشد و به «تن» و «علم» در حد یک ابراز و مقدمه نگاه کند، زیرا انسان یک موجود خاکى و مادى، نیست و انسانیت انسان در گرو شکوفایى استعدادهایى است که خداى متعال به منظور نیل او به مقام شامخ خلافت الهى، به وى ارزانى داشته است. اما حقیقتا راه شکوفایى این استعدادها چیست؟ آفات و موانع این راه کدام است؟
خداوند در قالب احکام شرعى به عنوان یک لطف الهى، راه هاو موانع شکوفایی استعدادها را بیان کرده است.
با در نظر گرفتن این اصل لابد توجه دارید که بدون شک احکام الهى داراى مصالح واقعى و فى نفسه مى باشند؛ لیکن در یافتن فلسفه آنها توجه به چند نکته ضرورى است:
...ادامه مطلب
+ آیا خداوند با زنان نامحرم است که آنان باید در حال نماز ، حجاب داشته باشند؟
بدون تردید خداوند از همه چیز در همه حال با خبر است و پوشیده و پنهان براى او مفهومى نـدارد. بـا بـنـدگـان خـود نیز نامحرم نیست، ولى انسان در حال عبادت خود را در حضور خدا مى بیند و با او سخن مى گوید، در چنین حالى باید مناسب ترین لباس را در حـضـور او بپوشد. روشن است که مناسب ترین لباس براى زن همان لباس کامل است؛ یعنى لباسى که نشانۀ عفت و پاک دامنى او است و بهترین حالات او را منعکس مى کند. تنها چنین لباسى شایسته حال عبادت است. حـتـى در مـورد مـردان نیز نـه تنها نماز خواندن با بدن عریان باطل است و با روح خضوع و احترام به ساحت مقدس پروردگار سازگاری ندارد، بلکه بهتر آن است که علاوه بر پوشش مقدار واجب، با لباسى نماز بخوانند که نشانۀ نهایت احترام باشد.
علاوه بر این رعایت حجاب در نماز آثار و مصالح زیر را در پی دارد:
1. نوعی تمرین مستمر و روزانه برای حفظ حجاب در همه موارد واجب است.
2. نماز خواندن در منظر مردم و در اماکن عمومی و مساجد، حجاب کامل را می طلبد و این مصون ماندن زنان از نگاه دیگران و حفظ آرامش روحی نمازگزار را در پی دارد.
البته باید توجه داشت که موارد گفته شده، در حد یک احتمال است و دلیل اصلی حفظ حجاب و سایر عبادات، همانا تقویت روحیۀ تعبد و پذیرش خواست خدا در انسان است.
...ادامه مطلب

